تبليغاتX
خدا هست هنوز...



 

دختری که برای به دست آوردن دلت تنش را به تو هدیه می دهد...

فاحشه نیست ودختری که برای به دنبال کشیدن تو تنش را از تو دریغ می کند...

باکره نیست!من به باکره بودن ذهن فاحشه ها و فاحشه بودن ذهن باکره ها ایمان

دارم!

(دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت 18:37 توسط سوگل |



این آپ دوست مهربونمه واسه تولدم

سوگلی جونم تولدت مبارک

سوگل عزیزم مهربونم توفرشته ای تولدت

 

 مبارک فدای روی ماهت....دوست دارم

 

دوست خوبم... 

+ نوشته شده در سه شنبه 22 فروردین1391ساعت 20:19 توسط سوگل |



 

من به تو خیره شدم


من به تو مات دوختم


من که از نگاهت در میان تنهاییم سوختم


از طپش تنهایی سکوتم بر تو خیره شدم


آن زمان که تو را از بر خواندم


در ذهنت تیره شدم

به شکل خاکستری شعرهایم در نگاهت کیش شدم


در نفسهایت گم شدم


من که در هر ثانیه با تو ثبت شدم


کنون در بادم


مثل شعله ای در باد بی یادم


من تو را از بر می خوانم


و در شعرم تو را یاس می نامم


در نگاهت ردپایی از عشق درک کردم


در گرمای آغوشت لذت یکی شدن را لمس کردم


در حضور دردم حضورت را حس کردم

همین لحظه بود که حرف دلم را از تو سرشار کردم


در لبخند تو امید به زندگی طلوع کرد


همانند آفتابی در تاریکی و بغض سرد


چه کودکانه دستانت را فشردم


و چه زود باورم را به تو سپردم


چه پیمان قشنگی است وقتی دل ها اصل اند نه فکر منطق بشری


من گویا در رویاها هستم


اما بگذار که عمرم اینگونه شود سپری


افسوس زمان در گذر است


لحظه ای رسیده است


از نوع حقیقت تلخ بیداری


از نوع جدایی اجباری


از نوع حسرت ها


فرصتی ازفاصله ها


زمانی به شکل خاطره ها


به دیروز خیره می شوی


تکرارش می کنی


این تکرار ترس از فرداهاست


ترس از خاطره هاست


این فاصله قدرت شکستن عهد ما را ندارد


حال بگو به آسمان و ستارگان


بگو به فال گیر تا می تواند در فال ما جدایی بکارد


بگو تا می تواند بین ما فاصله ببارد


اما این دوری طاقت شکستن عهد ما را ندارد


دیروز را از بر کن


امروز را لمسم کن


که فردایی اگر ببینم در کنار توست


که فرداها همه در یاد و نگاه توست

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 دی1390ساعت 19:9 توسط سوگل |



 

کجایی که داره بیتو نفسم میگیره

تورو میخوام کنارم ، بيتو آروم ندارم

نميتونه جاتو كسي تو دلم بگيره

فقط تورو ميخوام من ، بيتو آروم ندارم

بيتو زندگي محاله ، بيتو يه روز يه ساله

دلم برات چه تنگه ، دنيا با تو قشنگه

ميبوسمت يه عالم ، آروم ميشه خيالم

با تو همش رو ابرام ، نباشي خيلي تنهام

تو دنيا ، هيچ كسو از تو بهتر نديدم

يه تاره موتو عزيزم به صد تا دنيا نميدم

به آرزوم ميرسم ، با تو من خوشبختم

تمام عمرم شب و روز دنبالت ميگشتم

قلبم ، ماله تو       جونم ، ماله تو             عشقم ، من به تو مينازم           نفسم

قلبم ، ماله تو       جونم ، ماله تو             عشقم ، من به تو رو دوست دارم  عزيزم

کجایی که داره بیتو نفسم میگیره

تورو میخوام کنارم ، بيتو آروم ندارم

نميتونه جاتو كسي تو دلم بگيره

فقط تورو ميخوام من ، بيتو آروم ندارم

عشقه هميشگيمي ، تمامه زندگيمي

همش تو روياهاميو مثه نفس باهامي

تو خوبيو خاستني ، پاكيو دوست داشتني

هرجايه دنيا باشي ، الهي زنده باشي

تو دنيا ، هيچ كسو از تو بهتر نديدم

يه تاره موتو عزيزم به صد تا دنيا نميدم

به آرزوم ميرسم ، با تو من خوشبختم

تمام عمرم شب و روز دنبالت ميگشتم

قلبم ، ماله تو       جونم ، ماله تو             عشقم ، من به تو مينازم           نفسم

قلبم ، ماله تو       جونم ، ماله تو             عشقم ، من به تو رو دوست دارم  عزيزم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:58 توسط سوگل |



 

رفته بودم سر حوض

تا ببینم شاید ، عكس تنهایی خود را در آب ،

آب در حوض نبود .

ماهیان می گفتند:

هیچ تقصیر درختان نیست.

ظهر دم كرده تابستان بود ،

پسر روشن آب ، لب پاشویه نشست

و عقاب خورشید ، آمد او را به هوا برد كه برد.

به درك راه نبردیم به اكسیژن آب.

برق از پولك ما رفت كه رفت.

ولی آن نور درشت ،

عكس آن میخك قرمز در آب

كه اگر باد می آمد دل او ، پشت چین های تغافل می زد،

چشم ما بود.

روزنی بود به اقرار بهشت.



 

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت كن

و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است.

باد می رفت به سر وقت چنار.

من به سر وقت خدا می رفتم

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 آبان1390ساعت 18:55 توسط سوگل |




 فال حافظ - قالب وبلاگ